شعر

اشعار زیبای عید سعید فطر

تا پیک صبا مژده ز عید رمضان داد. او باب چنان را ز رخ ماه نشان داد. از آتش دوزخ همه را حضرت جانان. از یُمن چنین روز بکف خط امان داد. از مرحمت ماه پر از فیض و ضیافت. پاداش خداوند به ما باغ جنان داد. بشنو ز خروس سحر از بام شریعت. بر پیکر این روز به آواز توان داد. بر مسلم و بر مسلمه این عید مبارک. کز نور حضورش طربی بر همگان داد. تا سود و زیان شد عملت را همه میزان. این عید صیامست نشان سود و زیان داد. مقبول نمازیست نیازش بود از پی. خوش آنکه بخیل فقرا لقمه نان داد. خورشید جهان بود همه صُم و صلاتت. کین گونه طراوت به تو و کون و مکان داد. برخیز و به شکرا

اشعار زیبای عید فطر اشعار عید سعید فطر اشعار عید سعید

ادامه مطلب ...
اشعار زیبا مخصوص عید غدیر خم

جهانی‌ها -> شعر. تا شد به روی دست نبی (ص) مرتضی (ع) بلند. شد رایت جلال خدا برملا بلند. بشنید چون که نغمه «یا ایهاالرسول». گردید منبری همه از پشته‌ها بلند. مرآت پاک لم‌یزلی، آیت جلی. شد بر سریر دست حبیب خدا بلند. آیین پاک ختم رسل ناتمام بود. گر بر نمی‌شد آن مه برج ولا بلند. هنگامه شد به کوری چشمان دشمنان. شد بانگ مرحبا ز همه ما سوی بلند. خورشید دین، سپهر یقین، ختم مرسلین. شد زین سبب میان همه انبیا بلند. تا شد به عرش دست نبی ماه عارضش. شد این ندا ز بارگه کبریا بلند. تکمیل شد شریعت پاک محمدی. چونان که گشت دین خدا را لوا بلند. ای مظهر صفات خداوند ل

اشعار زیبا غدیر اشعار زیبا برای غدیر اشعار زیبا عید غدیر

ادامه مطلب ...
شعر نوحه و مداحی محرم

هنوزم یه عاشقی هست، حرم شما نرفته. دیگه روش نمیشه جایی، بگه کربلا نرفته. قبولم کن به پابوست بزار حرمتو ببینم. بزار برا یه بارم شده بیام پایین پات بشینم. چشم دل من به گنبد طلاته. دست رقیه رو سر زائراته. حسین وااااای. باز تو کوچه دم گرفته نفسای خیس بارون. گرد عشق و تو نگاهت داره مینویسه بارون. نرفتم کربلا اما بزرگ شده ی روضه هاتم. تو اوج روضه ها محو زیارت دارالشفاتم. وقتی میبینم علم و پرچمت رو. حس میکنم باز بوی محرمت رو. هنوزم یه عاشقی هست حرم شما نرفته. دیگه روش نمیشه جایی بگه کربلا نرفته. زیر آسمون کسی نیست خونه زاد تو نباشه. با همه دنیا غریبه

ش��ر نوحه مداحی شعر و نوحه مداحی شعر نوحه محرم

ادامه مطلب ...
اشعار محرم

آنجا که اشک پای غمت پا گرفت و بعد…. بغضی میان سینه من جا گرفت و بعد…. وقتی که ذوالجناح بدون تو بازگشت. این دخترت بهانه بابا گرفت و بعد …. ابری سیاه بر سر راهم نشسته بود. ابری که روی صورت من را گرفت و بعد. انگار صدای مادری دلخسته می رسید. آری صدای گریه ی زهرا گرفت و بعد. همراه آن صدا تمامیِّ کودکان. ذکر محمدا و خدایا گرفت و بعد. هر کس که زنده بود از اهل خیام تو. مویه کنان شد و ره صحرا گرفت و بعد. دور از نگاه علمدار لشگرت. آتش به خیمه های تو بالا گرفت و بعد. پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل. شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل. مداحی محرم, نوحه محرم. ا

اشعار محرم اشعار محرم 92 اشعار محرم 91

ادامه مطلب ...
اشعار عاشقانه سهراب سپهری

دروگران پگاه. پنجره را به پهنای جهان می گشایم:. جاده تهی است. درخت گرانبار شب است. نمی لرزد ، آب از رفتن خسته است : تو نیستی ، نوسان نیست. تو نیستی ، و تپیدن گردابی است. تو نیستی ، و غریو رودها گویا نیست ، و دره ها ناخواناست. می آیی :‌ شب از چهره ها بر می خیزد ، راز از هستی می پرد. می روی : چمن تاریک می شود ، جوشش چشمه می کشند. چشمانت را می بندی : ابهام به علف می پیچد. سیمای تو می وزد ، و آب بیدار می شود. می گذری ، و آیینه نفس می کشد. جاده تهی است. تو باز نخواهی گشت ، و چشم به راه تو نیست. پگاه ، دروگران از جاده ی روبرو سر می رسند: رسیدگی خوش

اشعار عاشقانه سهراب سپهری اشعار عاشقانه سهراب اشعار عاشقانه ی سهراب

ادامه مطلب ...
اشعار عاشقانه فروغ فرخزاد

اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ. بیاور. و یک دریچه که از آن. به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم. کسی مرا به آفتاب. معرفی نخواهد کرد. کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد. پرواز را بخاطر بسپار. پرنده مردنی ست. همه هستی من آیه تاریکیست. که ترا در خود تکرار کنان. به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد. هر چه دادم به او حلالش باد. غیر از آن دل که مفت بخشیدم. دل من کودکی سبکسر بود. خود ندانم چگونه رامش کرد. او که میگفت دوستت دارم. پس چرا زهر غم به جامش کرد. هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می ریزد. مرواریدی صید نخواهد کرد. این چه عش

اشعار عاشقانه فروغ فرخزاد اشعار عاشقانه از فروغ فرخزاد اشعار عاشقانه ی فروغ

ادامه مطلب ...
اشعار زیبای سهراب سپهری

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید. هر کجا هستم باشم، آسمان مال من است. پنجره، فکر، هوا، عشق،. زمین مال من است. چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند،. قارچ های غربت؟. من نمی دانم که چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است، کبوتر زیباست. و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست. گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد؟. چشم ها را باید شست،. جور دیگر باید دید. واژه ها را باید شست،. واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد. چتر ها را باید بست،. زیر باران باید رفت. فکر را، خاطره را،. زیر باران باید برد با همه مردم شهر زیر باران باید رفت. دوست را زیر باران باید دید، عشق ر

اشعار زیبای سهراب سپهری اشعار زیبای سهراب اشعار زیبای از سهراب سپهری

ادامه مطلب ...
مجموعه اشعار عید مبعث حضرت محمد (ص)

شعر مبعث پیامبر. آفتاب. آفتابِ عالم آرا آفتابی می‌کند. با اشعه رنگِ دلها را شهابی می‌کند. این چه دریائیست اعجازی حسابی می‌کند. چشم هر بیننده‌اش را نقره آبی می‌کند. خود دل است این، دلبر است این، رهنما و رهبر است. این رسول حق محمّد، حضرتِ پیغمبر است. کوه نور و صخره‌هایش خم شده در سجده‌اش. آشنا غار حرا با نغمه‌‌ی هر سجده‌اش. بوته‌های این بیابان گوئیا در سجده‌اش. می‌کند هم خاک و باد و آب و آذر سجده‌اش. کیست این جبریل دارد می به جامش می‌دهد. هم خدا، هم مکه، هم هستی، سلامش می‌دهد. نقش پیشانی او تک بیتی از دنیا غزل. رنگ چشمانش زند طعنه به شهد و بر عسل

اشعار عید مبعث اشعار برای عید مبعث اشعار مبعث حضرت محمد

ادامه مطلب ...
شعرهای کوتاه و زیبای مبعث پیامبر (ص)

تویی هم مصطفی و هم محمد. تو را در آسمان نامند احمد. تـو کانــون صفـــا مــــرد یقـینی. تو عیـن رحمـه للعـالمینی. تو اکـنـون شهــر علــم و اجتهادی. تو رب النوع شمشیر و جهادی. تو خورشیدی شدی در گوشه غار. بر نور تو شد خورشید و مه تار. بتـاب و روشنـی بخش جهان باش. مـهـین پیغـمبر آخر زمان باش. عید پیامبری رسول خدا مبارک. از بعثت او جهان جـوان شد. گیتـى چو بهشـت جاودان شد. این عید به اهل دین مبارک. اشعار عید مبعث. امروز قلب عالم و آدم حرای توست. این کوه نور شاهد حرف خدای توست. مکه دگر برای بزرگیت کوچک است. فریاد کن رسول که دنیا برای توست. اقرأ باسم ر

شعرهای زیبای کوتاه مبعث پیامبر ص

ادامه مطلب ...
مداحی ماه محرم (۱)

مداحی ماه محرم. کوفه نیا که مردمش وفا ندارن. نامرد و بی مُروتن حیا ندارن. خدا می دونه که دروغه وعده هاشون. گلاتو له میکنن اینجا زیر پاشون. از پشت سر خنجر کشیدن پیشه شونه. نامردی کردن عادت همیشه شونه. از برق سیم و زر و سکه همه کورند. مردم شهر کوفه از خدا بدورند. مسلمت اینجا شده آوراه ی کوچه. حسین من رقیه رو نیاری کوفه. اگه با دخترت به سوی این دیاری. یادت باشه گوشواره هاشو در بیاری. غریب کشی تو شهرشون سابقه داره. خیلی برات حرف دارم از دارالاماره. اینجا با سر بریدن از تن خو گرفتن. با خون ریخته ناب حق وضو گرفتن. ممنونم از خدا نذاشت که نا امیدشم. آر

مداحی ماه محرم مداحی ماه محرم 91 مداحی ماه محرم 92

ادامه مطلب ...
مداحی ماه محرم (۲)

آتش گرفته حاصلم،جانی نمانده به تن. صورت گذارم بر گل رخساره پر خون او. اشک روان گشته به روی پیکر گلگون او. خاک زمین شد آشنای گریه ام. پیچیده در صحرا صدای گریه ام. اکبر من؛وای وای ۶. خون می چکد از تیرها. از نیزه ها شمشیر ها. خون گل پرپرم. دارم کنار جسم او. روی لبانم اسم او. ای وای علی اکبرم. آخر چگونه این تن صد پاره را با خود برم. آه ای جوانان بنی هاشم بیائید از حرم. ای وای من،ای وای من،ای وای من. شد آیه آیه سوره طاهای من. علی اکبر من وای وای. مداحی ماه محرم. چی شد کنار علقمه صدای یا اخی میاد. میاد صدای فاطمه چرا حسین تنها میاد. حسین جانم پس علمد

مداحی ماه محرم مداحی ماه محرم 91 مداحی ماه محرم 92

ادامه مطلب ...
شعر غمگین ماه محرم

از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسین. منم غلام کسی که بود گدای حسین. دو چشم داده خداوند تا که گریه کنم. یکی برای حسن آن یکی برای حسین. یقین که آتش دوزخ حرام گردیده. به جسم آنکه بود یار آشنای حسین. برای بخشش کوه گناه یک راه است. بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین. کبوتر دل عشاق هر شب جمعه. نشسته است روی گنبد طلای حسین. خدا کند که شبی زائر حرم گردیم. و جان دهیم همان شب به کربلای حسین. به گوش جان تو اگر بشنوی هنوز آید. ز زیر نیزه و تیغ و سنان صدای حسین. همچنین ببینید. مداحی ماه محرم (۲). مداحی ماه محرم (۱). مداحی ماه محرم. شعر و نوحه مداحی ماه محرم. نوح

شعر غمگین ماه محرم شعر ماه غمگین شعر غمگین محرم

ادامه مطلب ...
مداحی ماه محرم (۳)

اروم اروم بوی سیب حرمش میاد. زرق و برق پرچمش میاد. میاد چند روز دیگه بشمار. اخ داره شب جنون میاد. دوسش دارم حرمشو عشقه. دوسش دارم قدمشو عشقه. علمشو عشقه. دست گدا روی ظریح،کرمشو عشقه. اقام اقام اقام سیدی ثارلله. اقام اقام اقام یا ابی عبدالله. توی هیئت عاشقی هستی و شیدایی. سینه زن میکنه غوغایی. کل هستی زیر پاهاته. نوکر حضرت زهراییم. توی هیئت مستم و مبتلا. توی هیئت میون کربلا. عالم روضه ها. نوکرتو دریاب اقا به جون بچه هات. اقام اقام اقام سیدی ثارلله. اقام اقام اقام یا ابی عبدالله. پر دردم توی اسمون مهتابی. به دو دنیا شاه و اربابی. ممنونت میشم اگه

مداحی ماه محرم مداحی ماه محرم 91 مداحی ماه محرم 92

ادامه مطلب ...
مداحی ماه محرم (۴)

تابوت غم. علی اصغر تو رفتی و مرا خونین جگر کردی. نشان تیر کین گشتی ز غم خاکم بسر کردی. لبان خشک خود وا کن، بنوش از شیرۀ جانم. تو خاموش از نوا گشتی و ما را نوحه گر کردی. سر گهواره ات بیدار بودم تا سحر مادر. تو این گهواره را تابوت غم اندر نظر کردی. به روی دامن آسوده بودی از چه رو مادر. ز من آزرده گشتی، با پدر میل سفر کردی. چه فرمودی که دشمن داد با پیکان جوابت را. که چون بلبل تو پرواز از سر دست پدر کردی. خندگ جفا. الهی شد اصغرم ز جفا در ره تو فدا روی دست من. گل نشکفته ز باغ ولا شد ز شاخه جدا روی دست من. خیزد این نغمه، از دل جانم، ای علی جانم (۲).

مداحی ماه محرم مداحی ماه محرم 91 مداحی ماه محرم 92

ادامه مطلب ...
اشعار روز عاشورا

###اشعار روز عاشورا###. بتاب ای مه که زینب دل غمین است. پریشان دل ز مرگ شاه دین است. بتاب ای مه رقیه دل کباب است. ز مرگ باب خود در پیچ و تاب است. بتاب ای مه تو بر گلهای زهرا. که پرپر گشته در این دشت و صحرا. بتاب ای مه که اندر پای گلها. فتاده باغبان از جور اعدا. بتاب ای مه که اندر شور و شینم. پریشان دل من از مرگ حسینم. بتاب ای مه که بینم کودکانم. سرشک غم رود از دیدگانم. خداحافظ حسین با وفایم. که من عازم سوی شام بلایم. تویی در کربلا بی یار و تنها. من اندر شام غم بی آشنایم. بروی نی سرت از کوفه و شام. بود هم مونس و هم رهنمایم. ترا امشب نگهبان ساربا

اشعار روز اشعار روز عاشورا اشعار عاشورا

ادامه مطلب ...
شعر شب یلدا

جهانی‌ها -> شعر. در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده ام. در همان پس کوچه ها در انتظارت مانده ام. کوچه اما انتهایش بی کسی بن بست اوست. کوچه ای از بی کسی را بیقرارت مانده ام. مثل دردی مبهم از بیدار بودن خسته ام. در بلنداهای یلدا خسته، زارت مانده ام. در همان یلدا مرا تا صبح،دل زد فال عشق. فال آمد خسته ای از این که یارت مانده ام. فــــــــال تا آمد مرا گفتی که دیگر،مرده دل. وز همان جا تا به امشب، داغدارت مانده ام. خوب می دانم قماری بیش این دنیا نـبود. من ولی در حسرت بُردی،خمارت مانده ام. سرد می آید به چشم مست من چشمت و باز. از همین یلدا به عشق آن

شعر شب شعر یلدا شعر یلدا شب

ادامه مطلب ...
شعرهای شاعران بزرگ برای شب یلدا

جهانی‌ها -> شعر. در فرهنگ عامیانه‌ی مردم، شب یلدا و شب چله، شب دوستی است. شب بار عام و کارهای خیریه است. مردم ایران که اکثراً کشاورز یا دام‌دار بوده‌اند، آموخته‌اند تا سرمای زمستان را بهانه‌ای برای دورهم جمع‌شدن و جشن به پایان رساندن یک سال زراعی بدانند. لیکن در فرهنگ ادبی و رسمی کشورمان، یلدا اغلب چهره‌ی تاریک و خشن شبی طولانی است. شبی که عشاق به انتظار به سرآمدن آن هستند. طولانی و تاریک بودن یلدا استعاره‌ایست برای فراق جان‌کاه معشوق، تنهایی و انتظار وصال و گاه گیسوی سیاه و بلند یار. و حال چندبیتی در این مضمون می‌خوانیم:. حافظ. صحبت حکام،

شعرهای شاعران بزرگ شعرهای از شاعران بزرگ شعرهای شب یلدا

ادامه مطلب ...
اشعار زیبای شب یلدا

جهانی‌ها -> شعر. شب یلدا، شب شعر، شب حافظ شب شور. شب یلدا، شب سرد، شب طولانی اما بی‌درد. شب یلدا، شب خرمالو، هندونه و خیار سبز. شب یلدا، کوچیکا و بزرگترا زیر یک سقف. شب یلدا، شب فال، فال حافظ، فال حال. شب یلدا، شیشه‌ها بخار دارن کرسیا گرما دارن. شب یلدا، شب آجیل، شب فندق و بسته‌های دربسته و بادومای تلخ. شب یلدا، شب قصه‌های مادربزرگ و پدربزرگ. شب یلدا، شب انار دون‌کرده و گلپر و دلار سبز. شب یلدا، شده حالا تلویزیون و دی‌وی‌دی و ماهواره‌ها. شب یلدا، همه از هم سوا شدن. شب یلدا، به‌جای بابابزرگ و مادربزرگ. یه‌ور سفره کامل جا شده تلویزیون صفحه تخت. ش

اشعار زیبای شب اشعار زیبای شب یلدا اشعار زیبای یلدا

ادامه مطلب ...
شب یلدا همیشه جاودانی است

جهانی‌ها -> شعر. زمستان را بهارزندگانی است. شب یلدا شب فر و کیان است. نشان ازسنت ایرانیان است. شب یلدا و وصف بی مثالش. خداوندا مخواه ،هرگز زوالش. شب یلدا فراتر از همه شب. نبینم هیچ کس افتاده در تب. شب یلدا زحزن و غم مبراست. بساط شادمانی ها مهیاست. شب یلدا بیا روشن روان شو. به نزد شاعران همزبان شو. شب یلدا شب سال است ای دل. مرا در انجمن ، شعراست محمل. شب یلدا بلند است و یگانه. نمی گیرد دلم هرگز بهانه. شب یلدا کنار دوستان باش. برای ما گلی ازبوستان باش. شب یلدا به آجیل و ترانه. بساط میوه ها در کنج خانه. شب یلدا ، انار و هندوانه. غذا سبزی پلو، ماهی

شب یلدا همیشه جاودانی است

ادامه مطلب ...
عاشق رنگ سیاه شب یلدام

جهانی‌ها -> شعر. عاشق رنگ سیاهِ شب یلـدام. آخه از روشنـی هیچ خیری ندیــدم. عاشق تلخــیِ انتهــایِ عشقــم. حالا که به آخــر قصـه رسیــدم. عاشق رنگ شب و رنـگ غروبــم. عاشق مرگ دقیقه های خوبــم. با تمــوم اشتیـاقـم آروم آروم. به در بستـه ی بی کسـی مـی کوبـم. عاشق شبــای دلمــردگـی هستـم. عاشق تنهــایی و خستگــی هستـم. حالا که این زنـدگـی شبیه مرگـه. بی امون عاشق این زنـدگی هستـم. خنـده داره دیگـه دلسـوزی به حـالم. خط کشیـدم روی روزای محـــالم. همه ی آینـده ی من واسه ی تو. من فقـط گذشتـه مونــده تو خیـــالم. تنهـایی سهم منـه خیلــی عـــزیزه. نمــی

عاشق رنگ سیاه شب یلدام

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه