شعر زیبا و عاشقانه از احسان افشاری زیبا. شعر بسیار زیبا و خواندنی از احسان افشاری شاعر خوب کشورمان که در حال و هوای عاشقانه سروده شده است. تار گیسوی تو درمشت گره خورده ی باد. خبر از خانه ی ویران شده در مه می داد. من همان نامه ی نفرین شده بودم که مرا. بارها خط زد و تا کرد ولی نفرستاد. داس بر ساقه ی گندم زدی و بی خبری. آه یک مزرعه در پشت سرت راه افتاد. هر چه فریاد زدم ، کوه جوابم می کرد. غار در کوه چه باشد ؟ : دهنی بی فریاد. داشتم خواب شفایی ابدی می دیدم. که تو از راه رسیدی مرض مادرزاد. بغض من ...

شعر زیبا و عاشقانه از احسان افشاری زیبا

شعر زیبا و عاشقانه از احسان افشاری زیبا

شعر بسیار زیبا و خواندنی از احسان افشاری شاعر خوب کشورمان که در حال و هوای عاشقانه سروده شده است.

تار گیسوی تو درمشت گره خورده ی باد

خبر از خانه ی ویران شده در مه می داد

من همان نامه ی نفرین شده بودم که مرا

بارها خط زد و تا کرد ولی نفرستاد

داس بر ساقه ی گندم زدی و بی خبری

آه یک مزرعه در پشت سرت راه افتاد

هر چه فریاد زدم ، کوه جوابم می کرد

غار در کوه چه باشد ؟ : دهنی بی فریاد

داشتم خواب شفایی ابدی می دیدم

که تو از راه رسیدی مرض مادرزاد

بغض من گریه شد و راه تماشا را بست

از تو جز منظره ایی تار ندارم در یاد

احسان افشاری

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه